هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
417
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
چهكارهام و در واقع معنىاش اين است كه همهء كارها به دست شماست . گفتند : به خدا سوگند كه يا اين كار را مىكنى يا عزلت مىكنيم و يا ترا به قتل مىرسانيم حال خودت تصميم بگير يا از كار كنارهگيرى كن . او از اين كار خوددارى كرد و بنا به آنچه در روايت طبرى آمده گفت : من جامهاى را كه خدا مرا پوشانيده ، از تن بدر نخواهم كرد « 1 » . كار شورشيان با خليفه ، بالا گرفت و فرصتهاى سازش و مسالمت ميان طرفين ، از ميان رفت و شورشيان مطمئن گشتند كه اين خليفه حتى اگر خواهان حل و فصل امور و پايان بخشيدن به اين بحران باشد آنها كه از امويها بر وى كنترل دارند نمىخواهند كارها به چنان فرجام مسالمتآميزى برسد و عثمان قادر به انجام هيچ كارى كه مروان مقرر نكرده و بدان رضايت نداده است ، نيست . و با وجودى كه امير المؤمنين نزد آنها و عموم مسلمانان از هر كس ديگرى مورد اعتمادتر بود و از همه بيشتر علاقهمند به حل و فصل كارزار ميان طرفين به گونهاى كه هر طرف حق خويش را بازيابند و خير و صلاح است در نظر گرفته شود ، سخنان او با شورشيان ، ديگر اثرى نداشت و ديگر وظيفهء خود دانست كه پس از دو بار آزمودن و در هر بار پيمان گرفتن از عثمان در ملزم بودن به مواد توافقنامهاى كه هم هيبت دولت را حفظ مىكند و هم حق امت را در نظر مىگيرد ولى عثمان هيچ يك از مواد را به مورد اجرا نگذارد ، بهتر آن ديد كه خود را كنار كشد و به عبد اللّه بن عباس و برخى ديگر گفته بود : به خدا سوگند در دفاع از عثمان آنچنان پيش رفتم كه ترسيدم گناهكار بشمار آيم . و عثمان نه تنها به تعهدات خويش پاىبند نماند بلكه در پى هر كدام از دو توافقنامه ، نوشتههايى به كارگزارانش ارسال داشت و دستورشان مىداد كه سران انقلابيون را پس از بازگشتشان به آن ديار ، به قتل برسانند چون آنها حق خويش در زندگى را آنگونه كه اسلام برايشان مقرر كرده ، خواسته بودند . پس از آنكه على ( ع ) خود را كنار كشيد محاصرهء عثمان شدت بيشترى به خود گرفت و همهء تلاشهاى مسالمتجويانه و اصلاح ميان طرفين ، بىنتيجه ماند و شورشيان از تحقق درخواستهايشان ، نااميد گشتند و محاصره را بر عثمان تنگتر گرفتند و او گاه با آنها به گفتگو مىنشست و گاهى وعده مىداد تا خواستهايشان را جامه عمل بپوشاند تا بدين
--> ( 1 ) صفحه 112 از جلد پنجم تاريخ طبرى .